محمد بن حسين البيهقي

1017

تاريخ بيهقى ( فارسي )

سلاح : مسلح به تمام و داراى سلاح كامل ، صفلت تركيبى ( 18 ) - معنى جمله : براى چه آمدى يا چرا آمدى ( 19 ) - ديده‌اى : ظاهرا در اينجا مصحف ديدييى ، فعل ماضى شرطى دوم شخص مفرد با ياى شرط است ( 20 ) - مخاطره : خود را در خطر افكندن ، مصدر باب مفاعله ( 21 ) - دلگرمى : اميدوار كردن و قوت قلب بخشيدن ( 22 ) - يشم : بفتح اول و سكون دوم نام سنگ قيمتى كه از چين يا هند مىآورند . . . ( برهان قاطع بنقل لغت‌نامه ) ( 23 ) - غرچه : بفتح اول و سكون دوم نادان و نامرد و ابله ( 24 ) - معنى جمله : كسانش بوى متوسل شدند ( 25 ) - دغل : بفتح اول و دوم مكر و حيله ( 26 ) - افسون روان كرد : مكر و تزوير به كار برد ( 27 ) - معنى جمله : گستاخى در خونريزى چشم عقل او را كور كرد ( 28 ) - زبر آيد : بالا برود ص 893 ( 1 ) - على را . . . آستين گرفته : حال براى بايتگين ( 2 ) - و : حرف ربط براى فوريت و عدم تراخى - معنى جمله : همين‌كه پائين رفت دژ را بىدرنگ تسخير كردند ( 3 ) - او : يعنى نوشتگين ( 4 ) - ادام . . . : خداوند قدرت و ملك او را بر دوام داراد ( 5 ) - بركشيد : ترقى داد و به پايگاه بلند رسانيد ( 6 ) - بركشيدهء استادم : آنكه استادم وى را ترقى داده است ، صفت جانشين موصوف ( 7 ) - ستدن : بكسر اول و فتح دوم گرفتن ( 8 ) - مفسد ملعون : تباه‌كار بنفرين ( 9 ) - حرس : بفتح اول و دوم محبس و كشيك‌خانه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 651 شمارهء ( 3 ) ( 10 ) - دور از ما : دور از ما باد ، جملهء دعائى بحذف فعل ، از ساحت وجود ما چنين بديها دور باد ( 11 ) - دو رويه : دور ده برابر هم ، دو صف روبرو ( 12 ) - دم او گيرد : بدنبال او رود ( 13 ) - بيازده روز : در ظرف يازده روز ( 14 ) - وى : مراد بورى تگين ( 15 ) - رسد : روا باشد ( 16 ) - ملك‌زاده : شاهزاده ، مقصود بورى تگين است ( 17 ) - وزو پرداختن : از كار او فارغ شدن ( 18 ) - آواز نداد : پاسخ نداد ص 894 ( 1 ) - گفت بنده : گفتار اين چاكر ، در اينجا گفت مصدر مرخم و اسم است ( 2 ) - مصر : بضم اول و كسر دوم و تشديد سوم اصراركننده و ثبات و دوام‌ورزنده و ايستادگىكننده ، اسم فاعل از اصرار ( 3 ) - انديشه بازگمارد : بدقت بنگرد و نيك انديشه كند ( 4 ) - معنى دو جمله : در اين هنگام كه از شدت سرما اگر آب به هوا افكنده شود يخ مىبندد ( 5 ) - رسيدن غله : بدست آمدن حاصل زمين ( 6 ) - نزديك من : به عقيدهء من ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ، ناصر خسرو فرمايد : آنان كه فلانند و فلان رهبر ايشان * نزديك حكيمان ز در عيب و هجااند ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا )